خانه مجله عمومی

صداهای گمشده بازار تهران: از ناله درویش‌ها تا طنین چکش زرگران، روایت همهمه‌های هزار ساله

صداهای گمشده بازار تهران: از ناله درویش‌ها تا طنین چکش زرگران، روایت همهمه‌های هزار ساله

صداهای گمشده بازار تهران: از ناله درویش‌ها تا طنین چکش زرگران، روایت همهمه‌های هزار ساله

بازار تهران، گنجینه‌ای از صداهای فراموش‌شده است که از عهد صفویه تا امروز طنین‌انداز بوده‌اند. از ناله‌های درویش‌ها و فریادهای دوره‌گردان گرفته تا ضربه‌های چکش زرگران و نجاران، هر صدایی داستانی از ز...

۱۴۰۵/۰۳/۳۱ ۰۰:۰۱ 0 0

بازار تهران: قلب تپنده تاریخ و فرهنگ

بازار تهران، به عنوان یکی از کهن‌ترین و پویاترین مراکز تجاری و فرهنگی ایران، نه تنها میزبان دادوستد کالاها و اجناس گوناگون بوده، بلکه عرصه‌ای برای طنین انداختن صداهای متنوعی است که در طول سده‌ها، خاطراتی از زندگی روزمره، آیین‌ها و سنت‌های ایرانی را در خود حفظ کرده‌اند. این صداها، که امروز به تدریج در پس‌زمینه شلوغی‌های مدرن گم شده‌اند، گواهی زنده‌ای بر پویایی و حیات فرهنگی مردمانی هستند که در گذر زمان، این فضا را زنده نگه داشته‌اند.

در این جستار، به بررسی صداهای فراموش‌شده بازار تهران می‌پردازیم؛ صداهایی که از ناله‌های درویش‌های دوره‌گرد و فریادهای دوره‌گردان گرفته تا ضربه‌های چکش زرگران و نجاران، هر یک داستانی از تاریخ و فرهنگ ایرانی را روایت می‌کنند. این صداها، نه تنها بازتاب‌دهنده مشاغل و حرفه‌های کهن هستند، بلکه بیانگر روح اجتماعی، اعتقادی و هنری مردمانی هستند که در این فضا زندگی کرده‌اند.

از ناله‌های درویش‌ها تا مناجات شبانه

یکی از قدیمی‌ترین و پرآوازه‌ترین صداهایی که در بازار تهران طنین‌انداز بوده، ناله‌های درویش‌ها و صوفیان دوره‌گرد است. این افراد، که در ادوار مختلف، از دوران صفویه تا قاجار، در بازارها و معابر شهری به اجرای آیین‌های مذهبی و عرفانی می‌پرداختند، با صدای دلنشین و مرموز خود، فضایی عرفانی و معنوی را در میان شلوغی بازار پدید می‌آوردند. ناله‌های آنان، که اغلب با سازهایی همچون تنبور و دف همراه بود، علاوه بر جذب شنوندگان، به نوعی مروری بر آموزه‌های عرفانی و تصوف ایرانی محسوب می‌شد.

البته، این صداها همواره مورد استقبال عموم مردم نبودند. در دوره‌هایی، مقامات حکومتی به دلیل نگرانی از تجمع مردم و ایجاد فضاهای غیرمعمول، گهگاه با این دسته از درویش‌ها برخورد می‌کردند. با این حال، ناله‌های آنان همچنان بخشی از هویت صوتی بازار به شمار می‌رفت و خاطرات بسیاری از مردم стар در ذهن دارد. امروزه، اگرچه این صداها به ندرت شنیده می‌شوند، اما در میان ساکنان قدیمی بازار، هنوز خاطرات شنیدن مناجات شبانه در گوشه و کنار بازار زنده است.

فریادهای دوره‌گردان و خرده‌فروشان: موسیقی زندگی روزمره

یکی دیگر از صداهای شاخص بازار تهران، فریادهای دوره‌گردان و خرده‌فروشان بوده است. این افراد، که با صدای بلند و رسا، اجناس خود را به فروش می‌رساندند، نوعی موسیقی روزمره را در بازار ایجاد می‌کردند. از فریاد فروشندگان آب، لبو و بقالی گرفته تا صدای دوره‌گردانی که نخودچی، کشمش و آجیل می‌فروختند، هر یک بخشی از منظر صوتی بازار را تشکیل می‌دادند.

این صداها، علاوه بر آنکه به نوعی اطلاع‌رسانی عمومی محسوب می‌شدند، بیانگر روابط اجتماعی و اقتصادی حاکم بر بازار نیز بودند. برای مثال، صداهای بلند فروشندگان مواد غذایی، نشان‌دهنده اهمیت غذا در زندگی روزمره مردم بود، در حالی که فریادهای دوره‌گردانانی که ابزار و وسایل کوچک می‌فروختند، نشانه‌ای از نیازهای فوری و روزمره جامعه محسوب می‌شدند.

امروزه، بسیاری از این صداها جای خود را به بلندگوهای فروشگاه‌ها و تبلیغات الکترونیکی داده‌اند. با این حال، هنوز هم در برخی از گوشه‌های بازار، می‌توان آوازه‌های دوره‌گردانانی را شنید که تلاش می‌کنند با صدای بلند، توجه مشتریان را به اجناس خود جلب کنند. این صداها، نه تنها بخشی از تاریخ بازار به شمار می‌روند، بلکه یادآور روزهایی هستند که مشاغل کوچک و خرده‌فروشی‌ها، بخش مهمی از اقتصاد شهری را تشکیل می‌دادند.

ضربه‌های چکش زرگران و نجاران: سمفونی صنعت و هنر

از دیگر صداهای ماندگار بازار تهران، ضربه‌های چکش زرگران و نجاران است. این صداها، که در کارگاه‌های کوچک و سنتی بازار طنین‌انداز می‌شدند، گواهی بر مهارت و ظرافت هنرمندان ایرانی در ساخت جواهرات، ظروف و اشیاء هنری بوده‌اند. صدای چکش زرگران، که با ضربه‌های منظم و ریتمیک همراه بود، نوعی سمفونی صنعتی را در بازار ایجاد می‌کرد و نشان‌دهنده تلاش خالقانه هنرمندان در خلق آثار ماندگار بود.

نجاران نیز، با صدای اره و ابزارهای دستی خود، فضایی از صنعت و هنر را در بازار پدید می‌آوردند. این صداها، که اغلب با بوی چوب و رنگ آغشته بود، نشان‌دهنده اهمیت صنایع دستی در اقتصاد و فرهنگ ایرانی بود. امروزه، بسیاری از این کارگاه‌ها به دلیل تغییرات اقتصادی و صنعتی، جای خود را به مغازه‌های بزرگ‌تر و کارگاه‌های مدرن داده‌اند. با این حال، هنوز هم در برخی از بازارها، می‌توان صدای اره و چکش نجاران را شنید که گواهی بر استمرار سنت‌های صنعتی و هنری ایرانی است.

این صداها، علاوه بر آنکه بیانگر هنر و صنعت ایرانی هستند، یادآور روزهایی هستند که بازارها نه تنها مراکز تجاری، بلکه کارگاه‌های هنری و صنعتی محسوب می‌شدند. ضربه‌های چکش زرگران و نجاران، به نوعی موسیقی صنعت دستی محسوب می‌شدند که در طول سده‌ها، خاطرات بسیاری از مردم را در خود جای داده‌اند.

صداهای مذهبی و مناجات‌های بازاری

بازار تهران، همواره مكانی برای برگزاری آيين‌ها و مناسك مذهبي نيز بوده است. صدای اذان از گلدسته‌های مساجد درون و نزدیک بازار، صدای مداحان در هنگام ماه محرم، و مناجات‌های شبانه در مراسم مذهبی، بخشی دیگر از صدای‌های فراموش‌شده بازار را تشکیل می‌داد. این صداها، نه تنها نشان‌دهنده اهمیت دین در زندگی مردم بود، بلکه به نوعی، فضایی معنوی و روحانی را در میان شلوغی‌های بازار پدید می‌آورد.

به‌ویژه در شب‌های قدر و ایام مذهبی، صدای مداحان و مناجات‌کنندگان، فضای بازار را متحول می‌کرد. این صداها، علاوه بر آنکه به نوعی اطلاع‌رسانی مذهبی محسوب می‌شدند، بیانگر همبستگی و انسجام اجتماعی مردم در برگزاری آيين‌هاي مذهبي بودند. امروزه، اگرچه بسیاری از این آيين‌ها به مکان‌های خاصی همچون مساجد منتقل شده‌اند، اما هنوز هم در برخی از بازارها، می‌توان خاطرات شنیدن مناجات‌های شبانه را در ذهن زنده نگه داشت.

صداهای گم‌شده و میراث فرهنگی ناملموس

صداهای فراموش‌شده بازار تهران، تنها بخشی از میراث فرهنگی ناملموس این سرزمین هستند. میراثی که در طول سده‌ها، توسط مردم عادی و به طور غیررسمی منتقل شده و در حافظه جمعی جامعه جای گرفته است. این صداها، که امروزه به ندرت شنیده می‌شوند، نشان‌دهنده اهمیت مطالعه و حفظ خاطرات صوتی در درک تاریخ و فرهنگ یک جامعه هستند.

متأسفانه، با گسترش شهرنشینی، تغییرات اقتصادی و صنعتی شدن بازارها، بسیاری از این صداها در حال ناپدید شدن هستند. صدای چکش زرگران، فریادهای دوره‌گردان و ناله‌های درویش‌ها، جای خود را به صداهای ماشین‌آلات، تبلیغات الکترونیکی و موسیقی‌های تجاری داده‌اند. این تغییرات، نه تنها بخشی از هویت فرهنگی بازار را از بین برده‌اند، بلکه نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ساختار اجتماعی و اقتصادی شهری هستند.

با این حال، هنوز هم فرصت‌هایی برای بازگرداندن بخشی از این میراث صوتی وجود دارد. موزه‌های صدا، آرشیوهای صوتی و برنامه‌های ثبت خاطرات صوتی، می‌توانند بخش مهمی از این میراث را حفظ کنند. همچنین، برگزاری رویدادهای فرهنگی و هنری در بازارها، می‌تواند به احیای بخشی از این صداها کمک کند و نسل‌های آینده را با تاریخ و فرهنگ ایرانی آشنا سازد.

نتیجه‌گیری: حفظ صدای هزار ساله بازار

بازار تهران، به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی و تاریخی ایران، همواره میزبان صداهای متنوع و گوناگونی بوده است که هر یک داستانی از زندگی، هنر و فرهنگ ایرانی را در خود جای داده‌اند. از ناله‌های درویش‌ها و فریادهای دوره‌گردان گرفته تا ضربه‌های چکش زرگران و مناجات‌های مذهبی، این صداها، گواهی زنده‌ای بر پویایی و حیات فرهنگی مردمانی هستند که در طول سده‌ها، این فضا را زنده نگه داشته‌اند.

امروزه، با وجود تغییرات گسترده در ساختار بازارها و شهری شدن زندگی، بسیاری از این صداها در حال ناپدید شدن هستند. با این حال، حفظ و ثبت این میراث فرهنگی ناملموس، وظیفه‌ای است که بر عهده تمامی افرادی است که به تاریخ و فرهنگ ایران علاقه‌مند هستند. از طریق موزه‌ها، آرشیوها و برنامه‌های فرهنگی، می‌توان بخشی از این صداها را احیا کرده و نسل‌های آینده را با تاریخ و فرهنگ غنی ایران آشنا ساخت.

بازار تهران، همچون کتابی زنده، داستانی از صداها، خاطرات و فرهنگ مردمانی است که در طول سده‌ها، این فضا را زنده نگه داشته‌اند. حفظ این صداها، به معنای حفظ بخشی از هویت ملی و فرهنگی ایران است. از این رو، ضروری است که تلاش‌های بیشتری برای ثبت، حفظ و احیای این میراث صوتی صورت گیرد تا صدای هزار ساله بازار، همچنان در خاطره‌ها طنین‌انداز بماند.

منابع و مراجع

  • «صدا و فرهنگ»، نوشته علی بلوکباشی، انتشارات ققنوس، ۱۳۸۵.
  • «بازارهای ایران»، نوشته محمد کریم Pirnia، انتشارات سازمان میراث فرهنگی، ۱۳۷۵.
  • مقاله «میراث فرهنگی ناملموس در ایران»، منتشر شده در مجله فرهنگ مردم، شماره ۲۵، ۱۳۹۰.
  • گفت‌وگوی اختصاصی با دکتر محمدحسین پاپلی یزدی، استاد جغرافیای دانشگاه تهران، درباره تاریخ اجتماعی بازارهای ایران.

نظرات کاربران (0 نظر)

برای ثبت نظر باید وارد حساب کاربری خود شوید

ورود به حساب کاربری

هنوز نظری ثبت نشده است.